سلام آقا

چشمم را صبح به صبح می شورم تا شمارا ببینم 

عمر  هم  ثانیه به ثانیه و روز به روز می گذره

 چشمم بدون عینک نمی بینه

آقاجان چشم انتظاری سخته , دستی هم بر سر ما بکش تا سبک بشیم

مردیم از تنهایی و نا ملایمات

بیا به اینها بیاموز عدالت رو , بیا یاد بده تنبیه کردنو

بیا تا صدای اینا بالاتر نرفته

بیا تا استخوانهای ما رو نشکندن

 راحت دارن گذرگاه نفسومنو می گیرن ,از برکت وجود تو هنوز نفس می کشیم

پس تا با شلاق عدالت اینها نمردیم بیا