غم هایم را به شیشه گفتم, شیشه ترک گرفت 

 برای کوه نوشتم برف هایش آب شد؛

 برای ابر سیاه نوشتم آنقدر گریه کرد سفید گشت ؛

برای چشم ها نوشتم از اشک جاری شدند؛

 برای دوست نوشتم خندید

برای آشنا نوشتم گفت:دیوانه ای؛

 برای خودم نوشتم تنها ماندم ؛

برای سکوت نوشتم سکوت کرد

شاید تنها سکوت بود که مرا درک کرد