صدای تبر از جنگل می اومد

یه نفر داشت درختو قطع می کرد

درختها فکر کردن که چی می خواد بشه و باید چکار کنن

یکی توشون گفت:

بریم ببینم اون چیزی که داره درختهای تنومندو قطع می کنه کیه و جنسش چیه؟

دیدن خودشون که نمی تونن تکون بخورن پس

به شانه بسر گفتن تو از طرف ما امین باش

 برو ببین که جنس اون از چیه؟

 شانه بسر رفت و برگشت بهشون گفت:

دیدم یه آدم با تبر داره درختارو می ندازه

یکی پرسید تبر چیه؟  اندازش چقدره ؟

 گفت: تبر یه چیز فلزی هستش از اهنه و اندازش .... به اندازه  بالهای منه

 گفتن وای چقدر کوچیک

 شانه بسر گفت :

تبر کوچیکه اما دسته اش

 از تنه درخته و چوبیه

یکی گفت :دیگه حرف نزن فهمیدیم

از ماست که بر ماست

پس از جنس ماست اون دستش از چوبه

  ما باید قطع بشیم

 چون نمی تونیم حرکت کنیم و اونی که مارو قطع می کنه ار جنس ماست

 درخت اگر متحرک بودی جور تبر نمی کشیدی

عزیزی  اگه ما همون حالت باشیم و زندگی نباتی داشته باشیم  

کسانی از جنس ما ریشه مارو می زنن

  ما باید رشد کنیم و حرکت داشته باشیم تا نپوسیم

خدارو شکر کنیم.

  پیش خونه ما بهزیستی هستش ( مرکز نگهداری معلولین)

بچه های 30 ساله اندازه ی 5  ساله هستن

پرستارها دارن اونارو تروخشک می کنن

 پس خدارو شکر کنیم و کفر نعمت نگنیم