ای عزیز، تو بگو  به خورشید که ما را دید ، دیگر نتابید .

گرمای عشق ما از خورشید گرمتر است

ماه که تو را دید تا صبح نالید!

.چهره تو، از ماه زیباتر است نگذار که کسی به وجود عشق در دلهایمان پی ببردنگذار کسی بفهمد.

و گرنه آن حسرتی که از  ما در دلهای دیگران به جا می ماند مثل آتشیست که قلبها را میسوزاند عشقی که در دلهایمان است.از عشق لیلی و مجنون نیزبالاتر است

 حس ما مقدس است ، نمیخواهم جز خدا کسی عشق ما را ببیند و از صبح تا شب در حسرت ما بنشیند ‘شبهایمان را تیره و تار می کنند بیا در کنارم ،

 آن قلب پاک تو را نمیخواهم کسی بشکند، یا با حرفهایش تو را آزار دهد

 تو  هر چه میخواهی برای من بگو ، اما از عشقمان برای کسی نگو تو لحظه به لحظه بگو که دوستت دارم و دوستم داری

از عشق بگو برایم ، دست بگذار در دستهایم ، آرام بگیر در کنارم هیچکس نمیتواند تو را از من بگیرد ، هیچکس نمیتواند .

من و تو عشقی پاک در قلبمان داریم

من و تو بدون هم نمی توانیم زنده بمانیم ای عشق تو بگو که ما چه حالی داریم؟