بازم پاییز ، پاییز با رنگهای خشکل خودش اومد، بازم مدرسه ها، بازم بچه ها ، بازم دعوای خیابونی پسربچه های مدرسه ای ، بازم جنب جوش دختران ما، افسوس که ما جا موندیم ظاهرا از این درسها مردود شدیم ،ظاهرا کیف دوشی به اندازه ما نیست ،حسودیم میشه بعضی ها مدرسه میرن

 ظاهرا باید بشینیم و به گذشته مون بخندیم بازم یاد آوری سر به سرهم گذاشتن،فرار از درس و مشق و پای تخته

نمی دونم شاید هم از پاییزی بگیم که توش از همه رنگ می تونی پیدا کنی ، به قول رضا نقاش ،کی می تونه چنین ترکیب رنگی درست کنه

اره داره همه جا رنگی میشه، دیگه داشتیم از سر سبزی خسته می شدیم از یک نواختی ،از جنگل سبزمون که گاهی می رفتیم و زیر سایش چایی می خوردیم ، این بار میریم رنگهای خوب ببینیم ، میریم برگها رو می بینیم که از درخت چرخ زنان به زمین می افتن ،میریم صدای خش خش برگ بشنویم ، دیگه خسته نیستیم بیا بریم.....