امروز ابوالفضل کوچولو با تمام ذوق و شوق دفترچه هاشو بهم نشون داد 

 به شوخی گفتم: یکی شو بهم میدی ؟ فقط کلشو تکون داد 

عجب استرسی داشت این کوچولو ... نکنه یکیشو بردارم و انتخابشو ناقص کنم 

همه ی وسایلشو از یک طرح انتخاب کرد 

بیاد بچه هایی که نمی تون دفترچه ی نو بخرن و یا حتی نمی تونن مدرسه برن

بیاد اون پدری که خجالت می کشه از بچه اش  یا اون مادری که خون دل و اشک دیده می خوره

بیاد آروزهای بچه گونه .....