مدتی بود خبری از صداش نبود , صداش برام تازگی داشت وقتی گفت سلام

کمی مکث کردم و جواب سلامشو دادم می خواستم با تمام وجودم بشنوم صداشو

هر بار که حرف می زد سکوت می کردم حتی نفس های خودمو حبس کردم که نکنه

مزاحم بشه خوب حسش نکنم

حواسم نبود چی می گفت , حرفهای اونو دوباره ازش سوال می کردم می گفتم چی؟

اون برام دوباره توضیح میدادو من در سکوت مطلق بود فقط خروس محله مون مزاحم

میشد و با آواز خودش حرصمو در می اوردچشمک