تا حالا شده  خودتو تنبیه کنی ؟

 تا حالاشده

 کسی را که دوسش داری به خودت و اون بگی که یه مدتی از اون دور میخوای باشی؟

از دلتنگیت برای کسی نگی و بغض بشه راه گلوتو بگیره؟

شده عزیزی برات حرف بزنه و فقط اشک بریزی و نتونی چیزی بگی؟

دوری سخته , دلتنگی طاقت فرساست ,بی خبری دیوانه کننده , جرم عاشقی رو هم

از قبل برات نوشتن

تو ی عاشقی یواشکی , خبری از کسی نیست جز دلت , ذهنت می مونه و خودت

اگه نترسی به زبون بیاری , وای به حالت

عزیزی

گفتن آسونه و عملش سخت

این راه خار داره ,خاشاک داره , ترس بی چون و چرا داره ,دود داره آتش داره

خبر از صبر نیست اینجا , عقل معنی نداره , منطق بی منطق میشه

اینجا یه چیز هست فقط دل , دل که بیاری همه چیز میاد

رنگ رخساره, ترس , بی خوابی و بی نانی , دوری , دل تنگی و بی صبری

و هر چی که توی ذهن توهه

کلماتی که آخرش بشه خدا حافظ دوست دارم