آنقدر دلتنگ چشمانت هستم که نمی توانم در هیچ چشم دیگری نگا ه کنم

آنقدر بیقرارم که هیچ اتفاقی دل غمگینم راشاد نمی کند

 برای گریستن شانه هایت را کم دارم شانه هایی که بارها و بارها در خواب و

خیال تکیه گاه دل عاشقم بود

 صبر می کنم و عاشق میمانم که خوشبختی از آن عاشقان است